تبليغاتX
من یه عاشق,تو هم عاشقی؟

من یه عاشق,تو هم عاشقی؟

عشق من از اهورا آماده رویه زمین

سلام دوستان عزیزم به خدا شرمنده گشتم که زمانی است همت یاری نداده بود تا عشق باقیم را برایتان نقل کنم نمی دانم چه شده من به یارم رسیده ام تا مرز خواشتگاری هم رفتم اما زا وادانش خواستگاری نکردم از خاله و شوهرش خوبش خواستگاری کردم تک و تنها دعا می خواهم و یاری که چه کنم تا راحت به مرز خواشتگاریه رسمی روم یاران دلم بر شما خوش است

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 0:23  توسط محسن وزیری  | 

براي روز ميلاد تن من نمي خوام پيرهن شادي بپوشي

به رسم عادت ديرينه حتي برايم جام سرمستي بنوشي

براي روز ميلادم اگر تو به فكر هديه اي ارزنده هستي

منو با خود ببر تا اوج خواستن بگوبا من

که با من زنده هستی...

شعر از شیدای بارانی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 21:29  توسط محسن وزیری  | 

شبِ برفي و روزِ بارش ابــر   همه خسته و جانِ بيدل و صبر

نگاهم مرده و ابرم غم انگيز   صدايم رفته و‌ عشقم دل  انگيز

نگاهِ ماه من بي نورو بي سو   هواي‌عشقِ‌من‌سرد  است‌وبي‌رو

كمال خستگي بر من اثركرد   نگاه  بچًه گي از من سفـر كرد

صفاي زندگي از من فنارفت   مهِ عشـقِ دلم  از من جدا رفت

همه  امًيد ِ من  نوميد  است   همه  راهِ  منم  نا  سپيـد  است

مرا ياري نماجانم خزان‌است   منم يادم به سويش‌پُرپَران‌است

خدايا  از جهان بر ما نظركن   مرا عاشقتر و جان پُر خطر كن

ز من از كاهلي ‌هايم‌گذر كن   مرا فاتحتر  و   زيبـا  نظر  كن

كنارم  يادگاري‌بنْويس‌خدايا    ز مستي  كن  جدايـم كٍردگارا

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 23:41  توسط محسن وزیری  | 

عشق همچو سنگی است سنگین که با پرتابش درون دل در دل جای گیرد ابدی و با رد شدن از آن سوراخی عظیم از خود جاب می گذارد

نظر شما چیست؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آبان 1385ساعت 0:20  توسط محسن وزیری  | 

 افسوس ... عشق واژه بی محتوا شده

مثل مترسکی است که آدم نما شده

بی خود نگفته اند که (شاعر شنیدنیست)

وقتی تمام حنجره ها بی صدا شده

فریاد می زنم به خدا عشق و عاشقی

در چهار راه فاجعه تنها رها شده

آیا به نام عشق گدایی نکرده اند

آن قلب بسته که با سکه وا شده

آنجا که حرف.حرف الفبای عاشقیست

بازیچه کلاس هوس های ما شده

باور نمی کنم که به پا شوق عاشقیست

شاید که کفش های دلم تا به تا شده...

بر گرفته از یکی از همین وب نویسان عزیز

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آبان 1385ساعت 0:7  توسط محسن وزیری  | 

شب را نوشيده‌ام .
وبر اين شاخه‌هاي شكسته مي‌گريم.
مرا تنها گذار
اي چشم تبدار سرگردان!
مرا با رنج بودن تنها گذار.
مگذار خواب وجودم را پرپر كنم.
مگذار از بالش تاريك تنهايي سربردارم
و به دامن بي تار و پود رؤياها بياويزم.
سپيدي‌هاي فريب
روي ستون‌هاي بي سايه رجز مي‌خوانند.
طلسم شكسته خوابم را بنگر
بيهوده به زنجير مرواريد چشمم آويخته.
او را بگو
تپش جهنمي مست!
او را بگو: نسيم سياه چشمانت را نوشيده‌ام.
نوشيده‌ام كه پيوسته بي آرامم.
جهنم سرگردان!
مرا تنها گذار

+ نوشته شده در  جمعه دهم شهریور 1385ساعت 22:59  توسط محسن وزیری  | 

             ز غم  کسي  اسيرم  که  ز  من  خبر  ندارد        عجب  از  محبت  من  که  در او اثر ندارد

             غلط است  هر که گويد : دل به دل راه  دارد        دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 1:45  توسط محسن وزیری  | 

آخرين ستاره هم بر زمين افتاد و

 همه به محبوبشان رسيدند ...

در آسمان هم سهمي براي من نبود

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 1:44  توسط محسن وزیری  | 

(شعری که از نظرتان می گذرد از سروده های خودم نیست ولی شاعر ان یه فرد عاشق مثله من بوده که من نمی شناسمش)

عشق يعني خاطرات بي غبار
دفتري از شعر و از عطر بهار

عشق يعني يك تمنا , يك نياز
زمزمه از عاشقي با سوز و ساز

عشق يعني چشم خيس مست او
زير باران دست تو در دست او

عشق يعني ماتهب از يك نگاه
غرق در گلبوسه تا وقت پگاه

عشق يعني عطر خجلت ....شور عشق
گرمي دست تو در آغوش عشق

عشق يعني "بي تو هرگز ...پس بمان "
تا سحر از عاشقي با او بخوان

عشق يعني هر چه داري نيم كن
از برايش قلب خود تقديم كن

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 1:0  توسط محسن وزیری  | 

دم همه دم ذكر تو بر لبان من

ساقي عشقت هر كجا كنار من

 

عطر ندايت هميشه براي من

مي شنوي صداي من از همه نيك وخوب من

 

مي گذري ز كار من

 مي آفري براي من

 

سازنده اي براي من

دهنده اي به سوي من

 

گنه كنم تو مي گذري

صدات كنم تو مي شنوي

 

قدم نهم به راه تو

خود آوري به سوي من

 

گر ببندم عهد تو

وفا كني به عهد من

 

تو آن را مرتفع كني

گر همه دم نياز من

 

(از تمامی شما که این وبلاگ رو میبینید تقاضا دارم برای رسیدن این عاشق به معشوقش دعا کنید)

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 23:37  توسط محسن وزیری  | 

ناله ي شير خفته اند

خرد و خمير گشته اند

 

صداي تو شنيده اند

به سوي تو دويده اند

 

وفاي عهد ديده اند

وفا به عهد نكرده اند

 

ز عشق تو مستانه اند

ز ناز تو ديوانه اند

 

ز فضل تو شرمنده اند

از همه كس دلكنده اند

 

به وصل تو منتظرند

به نيك تو رسيده اند

 

مي تورا خورده اند

جام شراب شكسته اند

 

از همه كس گرفته اند

به سوي تو گرفته اند

 

ناز تو را خريده اند

مفت و گران فروخته اند

 

جام ميش نوشيده اند

جام تو را نديده اند

 

(از تمامی شما که این وبلاگ رو میبینید تقاضا دارم برای رسیدن این عاشق به معشوقش دعا کنید)

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 1:16  توسط محسن وزیری  | 

سلام

امسال ساله عجیبی بود‌ می دونید چرا؟ چون یه آدم بی امید و زده از همه رو عاشق کرد آره عاشق کرد و باعث شد تو این دنیا به زندگیش ادامه بده اما با یه نوع دیگه با یه رنگ و بوی دیگه آره اون منم که عاشق شدم . عاشق یه یکی شدم که تو دنیام تکه مثل اون هیچکی نداره....

خوب با زندگی یه شاعر کوچولو آشنا شدید قرار اون شعرهای کوچیک من تو این وبلاگ به افتخار عشقه پاکم برای شما عزیزان ثبت و ضبط بشه.پس به زودی با شعرهام در انتظار دیدار با شما هستم.

(از تمامی شما که این وبلاگ رو میبینید تقاضا دارم برای رسیدن ای عاشق به معشوقش دعا کنید)

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 1:40  توسط محسن وزیری  |